جمعه خود را چگونه گذراندید؟!
با زدن چس کن بر برق!(با معذرت از حضار) حقیقتا یکسری خواننده فرهیخته دارم خجالت میکشم الفاظ زیبا به کار ببرم!:دی ولی خب حقیقت همین بود. جمعه ی خود را با زدن چس کن بر برق آغاز و دارم با درآمدن از برق به پایان میرسانم. آقا قضیه از این قراره که بنده دیشب تا چشمامم بسته بود و داشتم میخوابیدم. اما همسرم نمیدونم چرا رفته بود بالا منبر و از مسائل سیاسی و اجتماعی و اینها صحبت میکرد:/ منم یا تایید میکردم یا نظرات کارشناسیم! رو میدادم، خلاصه همراهی میکردم اما دقیقا وسط همین حرف ها بود که نمیدونم چی شد یهو زدیم به تیپ و تاپ هم:/ بله بحثمون شد. باور کنید اصلا یادم نمیاد سر چی:دی...اما خب خاصیت ۳۶ سالگی اینه که اصلا حوصله بحث محث نداری و همه چی به دسته عینکته:/ فلذا هرچی میگفت که مخالف بودم و قبل از ۳۶ سالگی مثل ذرت بو داده جلز ولز میزدم و گریبان میدریدم و تا صبح هم ممکن بود گریه کنم:/ اما الان با طمانینگی میگفتم خب این نظر توئه اما واقعیت این نیست/ یا میگفتم خب این نظر توئه و برای من حائز اهمیت نیست:/ اونم داشت جلز ولز میکرد که تو مثلا فوق لیسانسی اما نمیشه بهت کوچک ترین حرفی زد و از این دست صحبت ها!:دی وای باورم نمیشه داشت حرف میزد چشمامو بستم خوابیدم:دی...باور کنید خاصیت ۳۶ سالگیه:دی چون تا قبل از ۳۶ سالگی من تا گریبان وی رو هم نمیدریدم ول نمیکردم:/ خلاصه صبح هم هی فکر میکردم چی شد و چی گفت، فلذا در یک عملیات انتحاری زدم به برق!:/... اما باور کنید هربار نگاش میکردم میپوکیدم از خنده:/ و فقط دعا میکردم چشم توو چشم نشیم. ناز کردنم بلد نیستم:/... در نهایت از اونجایی که اصلا و ابدا اهل قهر کردن نیستم و طاقتشم ندارم یه قهوه برای خودم دم کردم، خوابیده بود روی مبل، رفتم روی میز جلوی مبل یعنی دقیقا جلوش نشستم بعد خیلی مسخره گفتم چه قهوه ی خوبی!:/ دلقک کی بودم من؟!:/ یهو نگاه کرد و بله هردو پت پت مردیم از خنده😐️ اما از اونجایی که احساس میکردم همینجوری خشک و خالی نمیشه و اون چس کنی که به برق زده بودم پس چی میشه و عبث شد؟! فلذا بهش گفتم ازم عذرخواهی کن:/ اینم از خصایص ۳۶ سالگیه. ظاهراً از خصایص ۴۱ سالگی هم اینه که اونم تازگیا در جواب این حرف میگه اول یه بوس بده:/ گفتم خیر، اول عذرخواهی. گفت عذر میخواهم:/ گفتم خب بخشیدمت بیا حالا یه قلوپ بخور چون آخرین قهوه مون بود!:/