حقیقتا نمی‌دونم توی ساختمون مون منو چجوری میبینن یا توو ذهنشون چی میگن! اما از این زن های فعال در گروه و ساختمانم که تازه جلسات ساختمون هم همسرم نمیره و خودم میرم و اونجام کلی نظرات و پیشنهادات میدم و صحبت میکنم. تازه همسرم نمی‌ذاره وگرنه مدیر ساختمون هم میشدم:دی میگه مسئولیت داره و زن ول کن و این حرفا. تازه توو گروه هم مدام میگه تو چیزی نگو الان مدیرت میکنن میبینن فعالی ها! ولیکن گوش نمی‌دم و میگم اینجا مال همه ست منم باید فعال باشم. البته خود همسرمم خیلی از کارهای فنی ساختمون رو صداش میکنن و می‌ره همینجوری انجام میده. ولی در زمینه جلسه و صحبت کردن ‌و اینا فعال نیست و حتی عضو گروه ساختمان هم نمیشه. دوست نداره. حالا الان سرایدارمون اومده آشغالارو ببره بهم میگه آقای فلانی( مدیر ساختمون) گفت بهتون بگم پیگیری کنید توو گروه جلسه فلان روز تشکیل بشه. خندم گرفته میگم فقط من حرف میزنم دیگه، دیگه چی بگم:/...فکر کنم یکی از ترس های همسرم مدیر ساختمون شدن منه:دی چون هربار می‌ره میاد میگه زن اگه یه کاری نکردی مدیرت کنن!