روزه ام و میل سخنم با هیچکس نیست:/ و قشنگ در این لحظات دارم ارور میدم. حقیقتا روزه گرفتن توو غیر ماه رمضون خیلی سخته حتی برای منی که اصولاً روزه گرفتن برام سخت نیست. اما خب الان در این دقایق دوست دارم سر به تن هیچکس نباشه و با فشاری افتاده و گرسنگی ای غالب گوشه ای لولیده ام از برای خود. خب هنوز ۱۷ روز دیگه روزه ی قضا مونده و هر جوری فکر میکنم خدا نباید این روزه ها رو از ما بخواد، باید بره یقه کله زرد و اون یکی نجس رو بگیره که ما داشتیم نون و ماستمون رو می‌خوردیم برداشت استادمون کرد و مارو راهی شهر دیگری کرد و روزه هامون هوتوتو شد. الان این قضای روزه هامونم از خودش بخواد خب:/ با تشکر. داره از بالا ندا میاد که خداوند می‌فرماید: خاموش شو به حلوا فکر کن!... بله چشم. دیشب خواب حلوا می‌دیدم:/ امروز دلم میخواست ولی حوصله پختن نداشتم تا اینکه از پدر خونواده پرسیدیم افطار چه درست کنیم؟! فرمود حلوا درست کن یه چیز ساده. عزیزم حلوا ساده نیست! با تشکر. بعد یعنی شماها دیگه شام نمیخورید؟! بله دقیقا سوالم بود. فرمود خب برای شام هم عدس پلو. پسر هم فرمود ماکارانی. یعنی هرکس ساز خود رو کوک می‌کنه. پسرم شبیه ماکارانی کردی مارو. پدرت شبیه پنه شده، منو پیچ پیچی کردی، خواهرتو صدفی؛ خودتم ترکیبی از همه اینا. همسرم شما هم هروقت می‌پرسیم میگی عدس پلو! بابا ولمون کن عدس پلو شد غذا اخه؟!:/ مرد تو توو عدس پلو چی دیدی که ول نمیکنی؟! ....خلاصه آقا بفرمایید حلوا در خدمت باشیم.یه نون و حلوایی فعلا هست دور هم بخوریم.