داشتم پست نگار رو می‌خوندم من باب اینکه روز تولد یک عزیزی رو اشتباه گرفته، یاد یکی از دوستانم افتادم. منم یه دوست به شدت با شخصیت و باشعور داشتم که دقیقا دوبار دوستیمون به قطع ارتباط رسید بابت کج فهمی ایشون و بار دوم دیگه کلا تموم شد! البته هیچ یک از اون دوبار من قطع کننده ارتباط نبودم. بار اول بعد مدتی اومد خواست ببخشمش و بخشیدم و بار دوم دیگه کلا تموم شد. این دوست من اونقدر باشعور بود که مثلا تولدش شهریور بود من از همون اول فکر میکردم اردیبهشته و اون سالها حرمت نگه می‌داشت و نمی‌گفت اصلا تولدم نیست که نخوره توو ذوقم. اما اونچه که باعث قطع دوستیمون شد یکبار یه پیام داده بود از مهمونی خونه ی عموش گفته بود و منم مثل همیشه همراهی کرده بودم و اصلا یادمم نیست چی گفته بودم یا چی پرسیده بودم. یهو یه متن بلند بالا فرستاد و فحش و اصلا چیزایی که تا چندین روز هضم نمی‌تونستم بکنم. ضمن اینکه اونموقع پیش دانشگاهی اینا بودیم و بچه. ولی من اصلا خیلی عادی بودم خیلی معمولی مثل همیشه همراهی کرده بودم. بعد چندین ماه خودش دوباره پیام داد عذرخواهی کرد و کلی خواهش و التماس که دوباره دوستیمون از سر بگیره. خب من که اصلا نمی‌دونستم چرا قطع شده! دوباره ارتباط دوستیمون رو از سر گرفتم تا موقع عروسیم.

 زنگ زدم که کارت عروسیم رو اگر نیارم دم خونتون بد نیست از خانواده و اینا؟! تعارف نکن خلاصه . چون خیلی اون روزها سرم شلوغ بود‌. خلاصه خودش گفت نمی‌خواد بیاری و قرار شد من عکس کارت رو بفرستم که آدرس تالار اینارو ببینه. خب من عکس رو فرستادم و هیچی. دقیقا هیچی نگفت. عروسیمم نیومد:/...از اونجایی که به شدت دختری باشعور میدونستمش در اینجور مواقع و مطمئن بودم اگر نتونه بیاد حتما خبر میده راستش خیلی متعجب بودم که چرا خبر نداد؟! یه مدت که گذشت و سرمم خلوت تر شد فکر کنم خودم بهش پیام دادم و گفتم راستش با شناختی که ازش داشتم فکر میکردم اگر نخواد بیاد خبر میده و اینها. در جواب نوشت تو عکس کارت عروسیت رو که فرستادی فامیلی شوهرت رو یجوری عکس انداخته بودی که معلوم نشه:/ حالا توی عکس اون کنف و گلی که چسبونده بودیم روی کارت، کنف افتاده بود روی فامیلی:/... یادمه بهش گفتم وقتی من تورو توی عروسیم دعوت میکنم یعنی تو میای خود شوهرمم میبینی تمام فک و فامیلامون رو میبینی؛ اونجا از بغل دستیت دور میزم میپرسیدی فامیلی شوهرم چیه بهت میگفتن:/ بعد من اگر نمی‌خواستم تو فامیلی شوهرم رو بدونی چرا دعوتت کردم اصلا توی خود عروسیم؟!:/... راستش اصلا یادم نمیاد چی جواب داد. ولی به همین مسخرگی یک دوستی سالیانه تموم شد:)