مراحل پیر شدن در بیمارستان!
امروز با یکی از عزیزانم رفته بودم دکتر، عرف کار دکترش اینگونه بود که معاینه ی بعد از عمل رو ویزیت نمیگرفت. حالا در بدو ورود خانوم ویزیتور فرمود خیر؛ اینجا عمل نکردید که باید پرداخت کنید. گفتیم خب میدونیم دکتر خودش میگه پرداخت نکنید، خودشم گفت برای معاینه امروز این بیمارستانه بیایم اینجا. خلاصه گفت نه دکتر نمیدونه:/ عرف بیمارستان ما این نیست برو از دستگاه نوبت بگیر. رفتم از دستگاهی که نصف ملت اونجا بلد نبودن باهاش کار کنن نوبت گرفتم؛ حالا من بلد بودم چون شونصدهزار بار قبلاً جاهای دیگه کار کرده بودم و در نقش راهنما و حلال مشکلات به بقیه هم یاد میدادم و حتی برای افراد دیگه هم داشتم انجام میدادم... بعد جلوی خود دستگاه ها کلییی آدم. نوبت رو گرفتم، از روی مانیتور صدا میزدن نوبتت رو که بری دم پذیرش و صندوق. فکر کنید من ۹۳۵ بوده نوبتم، داره ۹۴ رو میخونه:/ خلاصه بعد از درومدن علف های بسیار زیر پام و کلی با تلفن حرف زدن جهت گذشتن وقت؛ اونوسط همراه عزیز و بیمارمم اومده بود میپرسید چی شد پس چرا نمیای؟! و توضیح دادم که هنوز علف های زیاد دیگری باقی مونده برای درومدن. خلاصه بعد از گذشت هزارسال! نوبت ۹۳۵ رو خونده رفتم دم باجه، همینجور فقط ثبت کرده بعد دوباره میگه برو دم دستگاه:/ وای از این حجم مسخره بازی چرا نمیکاهن؟! چرا خدایا آنقدر علاقه دارن ملت رو اذیت کنن بعضی از این مراکز؟! الان یعنی چی این عنتر بازی ها؟! بابا یکی پذیرش کنه نوبت بده دیگه. هی برو اینور برو اونور. واقعا مسخره بازی. مردمم که هرجا میری هستند:/ یعنی هرجا میری یه لشکر اونجا ریختن:/... دوباره دم دستگاه ها غلغله. بعد پرداخت کردم بردم به ویزیتور فلان کلینیک دادم میگه نه تو فقط پول پرونده رو پرداخت کردی یکی دیگه مونده برو اونم پرداخت کن:/ برگشتم دوباره دم دستگاه میبینم همه همینن. دوتا آیتم براشون میاد روی مانیتور یکی پول پرونده یکی هزینه ویزیت. بعد هردو رو نمیتونی از دستگاه انتخاب کنی:/ باید یکیو بزنی فیش کاغذیش رو بگیری. دوباره بعدی. یعنی ته عنتر بازی.
مرسی اه