معمولا مادر پدرهایی که بچه اوله خیلی آروم و سازش پذیر و حرف گوش کن و اذیت نکنی دارن هوس بچه دوم میکنن. منظورم اینه وقتی تصمیم به فرزندآوری دارن، آروم بودن بچه اول هم تأثیرگذاره در مصمم شدنشون. اما برای ما کاملا برعکس بود. پسر من یه پسر خیلی شیطونی بود که در همین سن خواهرش کارایی میکرد از شیطنت که اصلا برای سیر کردن پدر مادری از بچه کافی بود!:دی ولی بنده عاشق دختر هم بودم و احساس میکردم اگر دختر نداشته باشم خیلی تنها و بی کسم. مخصوصا اینکه بچه اولمم پسر شده بود بیش از پیش دوست داشتم حالا که یه پسر دارم، یه دختر هم داشته باشم. ولی راستش هیچوقت تصور نمی‌کردم خدا دختری بهم بده که اینقدر فرای تصورم ماه رو، آروم، خانوم، عشق🥹 البته باید بگم کپ خودم!:دی حالا من مامانم بالاخره دارم از نگاه مادرانه خودم میگم و قطعا همه مامانا نسبت به بچه های خودشون همین حس رو دارن:دی ولی الان که نشستم کلیپ بستن موهای دختر بچه ها رو نگاه میکنم که برای دخترم ببندم دارم به این فکر میکنم من اگر دختر نداشتم واقعا حسرتش همیشه باهام بود. البته الان به عنوان مادری که هر دو جنس رو دارم باید بگم حداقل برای من شخصا یک اپسیلون هم فرق نیست بینشون. یعنی مادر اصلا کاری به جنسیت نداره، عشقش به هردو یکیه. ضمن اینکه هردو هم شیرینی های مخصوص خودشون رو دارن. مثلا پسر محبت های عمیق داره، عاشق مادره، عشقش به مادر از همون بچگی معلومه. حتی از نظر من شاید یکی از عمیق ترین و پاک ترین عشق های دنیا همین عشق پسر به مادرشه🥹 یه پناهه یه کوه کوچیکه اما محکم و عمیق🥹... و دختر از همون بچگی عاشق همه ست. محبتش رو بین همه پخش می‌کنه. مثلا دختر من توی همین یکسال و شش ماهگیش کافیه داداشش گریه کنه، هرجا باشه سریع دستاشو باز می‌کنه می‌ره سمت برادرش بغلش می‌کنه حتی خیلی وقت ها با گریه ی برادرش اونم گریه میکنه🥺 اگر مثلاً پسرم باباشو مشت بزنه:/، دخترم می‌ره همون نقطه رو بوس می‌کنه ناز می‌کنه... خلاصه هر کدوم یجور شیرینن و مادری که هردو رو داره می‌دونه هردو یه جور عشق تشریف دارن پدرسوخته ها!:دی