یعنی یجوری به هم گره خوردم و از زمین و آسمون داره برام می‌باره که موندم. یه عمل جزئی اما با دوره نقاهت در پیش دارم، حالا خودم کرونا گرفتم. بعد دقیق نمی‌دونم وایتکس آسیب زده بهم یا کروناست چون از ناحیه گلو نابودم. اما خودمو بستم به آموکسی سیلین و قرص و دمنوش های گیاهی که خودمو برسونم فقط به عمل چون نباید سرما خورده باشی. حالا در این هاگبر واگیر با بدنی که واقعا بی حال و بی جونه و دوست دارم پس بیفتم یکی عین پروانه دورم بگرده:/ افتادم به جون خونه که اگر کسی اومد عیادتم نگه کوکب خانم چه زن بی سلیقه ای بود!:/ چندین مدل هم غذا پختم اهالی منزل گرسنه سر بر بالین نذارن یه وقت:/ انشالله که قدرم دونسته میشه:/ البته مادر عزیزتر از جانم میاد پیشم ولی من نمی‌خواستم اصلا به مامانم بگم چون استرس میگیره اما خب فهمید. و با اینکه بالاخره مادرم میاد و خودشم میگه مگه مادر نداری؟! اما خب همه کارامو کردم حداقل ترین زحمت رو بندازم بر دوش مادر عزیز که جانم فدای اوست و قربان مهربانی و لطف و صفای او!... حالا امروز خوشحال و شاد و خندان از اینکه وضعیت گلوم بهتره یهو دیدم دختر طفل معصومم چه سرفه ها که نمیکنه. سریع بردم دکتر میگه خانوم چقدر گلو و گوشاش عفونت کرده میگم والا آقای دکتر من با اولین سرفه آوردمش دیگه تا الان علائمی نداشت من بفهمم خب:(... هیچی کلی دارو نوشته میگه حالا دو روز دیگه دوباره بیار ببینم عفونت گوشش از بین رفته یا نه. میگم آقای دکتر من عمل دارم توروخدا این بچه رو خوب کن من بعد عمل نمیتونم بغل اینا کنم. میگه چاره چیه خانم:( هیچی... اومدم بچم چندبار از لحظه ای که اومدیم بالا آورده. اینوسط دارم به همسرمم توصیه های کارهای بعد از عمل رو میگم که ببین غذاها آماده و مهیاست تو فقط ظهر به ظهر یه پلوپز روشن کن. حالا مامانمم احتمالا هست ولی اگر نبود این. بچه هم دیگه اگر دستشویی اینا کرد باید بشوری. بعد چون مریضه بغلی میشه اینارو باید حواست باشه. یهو می‌فرماید زن مگه زبونت رو میخوای عمل کنی؟! خب همه اینارو میگی بعد عمل دیگه:دی... خلاصه محتاج دعای خیرتون هستم.