وقتی ۴۱ و ۳۶ و ۵.۵ میشن خانواده + جونیور!
۳۶ سالگی اینجوریه که سر سکینه قزی و قمر خانوم و اشرف بی بی! که بحثتون میشه، بعد همچین توو بحث یه چیز بسیار بسیار ناراحت کننده میشنوید، اونقدر ناراحت کننده که ممکنه یکی در شرایط عادی چمدون ببنده بره! اما شما دیگه حال ادامه ی هیچگونه بحثی رو ندارید از قضا قبلشم با وایتکس نمیدونم مارک چی چی گلوتون رو سوزوندید و اصلا صداتون در نمیاد و حال ندارید حرفای تکراری رو تکرار کنید؛ به جاش یکساعت بعد وقتی رفته لباسهای بیرونش رو دراره، میربد اتاق، پنجره و در رو هم میبندید که همسایه ها نشنون، بعد میگید عذرخواهی کن تا ببخشمت:/ ۴۱ سالگی هم اینجوریه که اونم میگه تو اول عذرخواهی کن:/... و شما میگی باید عذرخواهی کنی:/... اونم میگه اول تو بکن، دفعه قبل من عذرخواهی کردم بعدش تو نکردی:/... در اون حین بچتون هم در رو باز میکنه میاد تو، پنج سال و نیمگی هم اینجوریه که میگه اومدم دعواتون رو تماشا کنم:/ در اون حین هم یا گهگاهی به مادرش میگه عذرخواهی کن! یا به پدرش. پدرشم رو بهش میگه عذرخواهی کنم؟! اونم میگه آره تقصیر تو بود.۴۱ سالهه لپشو میاره جلوی ۳۶ سالهه و میگه اول بوس کن تا بعد بگم ببخشید:/ ...
امضا: خانواده ی خجسته پور!