یه مدتی بود احساس میکردم پسرم دچار یه مشکلی شده و نگران شده بودم. کلی هم نذر و نیاز کرده بودم یه وقت به جراحی و اینا نکشه چون من کلا مادر ترسویی هستم سر ختنه ش هم داشتم سکته ناقص و کامل رو باهم میزدم:/ دیگه چه برسه چیزای دیگه.  این مدت هی سرچ میکردم می‌خوندم هی بیشتر نگران میشدم. تا اینکه بعد از کلی زیر و رو کردن اینترنت و خواندن نظرات و اینها یه فوق تخصص در بالای این شهر! در اون زمینه پیدا کردم و امروز رفتیم پیشش. نذر کرده بودم برای بچه ها خوراکی بخرم. دقیقا جلوی من هرکی می‌رفت توو کلی عکس و اسکن و عمل و اینها براشون تجویز میشد و می‌دیدم چقدر چقدر میلیون میلیون رو دارن کارت میکشن. رفتم داخل گفت هیچی نیست بچه رو اذیت نکن بذار زندگیشو بکنه:/... اومدم بیرون و خوشحال از اینکه بچم هیچیش نیست و خب اون همه هزینه احتمالی هم صفر شده‌ بود. بعد رفتم سر راه برای تعدادی از بچه ها خوراکی اینا بخرم. بیشتر از تمام اون هزینه ها پول خوراکی ها شد:/ علی برکت الله!